سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
47
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
در اين حكم فرقى نيست بين اينكه حافر بئر در حفر چاه تعدّى نموده يا متعدّى نباشد فقط شرط است كه دافع به وجود چاه عالم بوده و معذلك ديگرى را بدرون آن بياندازد كه اگر اين امر منجر بقتل مجنى عليه شد جانى يعنى ملقى را بايد قصاص كرد زيرا وى مباشر قتل بوده و بر امرى كه سبب قتل محسوب مىشود اقدام نموده . ناگفته نماند در صورتى كه ملقى بوجود چاه آگاه نباشد و ديگرى را پرتاب كرده اتّفاقا وى روى دهانه چاه قرار گرفت و پائين رفت و همين امر منجر به مرگش شد وى را قصاص نمىكنند زيرا قصد قتل در او نبوده منتى ديه مقتول بر او واجب است چه آنكه فعل او از مصاديق شبه عمد مىباشد كه حكمش پرداخت ديه مىباشد . و سپس در دنباله [ او شهد عليه زورا بموجب القصاص فاقتص منه ] مىفرماين : حكم آن است كه شاهد زور را بايد قصاص نمود زيرا مباشر قتل كه حاكم يا جلّاد حاكم باشد در جنب شاهد ضعيف به حساب مىآيد زيرا قتل مشهود عليه براى حاكم و مأمور او شرعا مباح بوه در حالى كه شهادت مزبور براى شاهد حرام و نامشروع بوده است چون خود به ظالم بودن خودش آگاه بوده از اين جهت قاتل مشهود عليه اگرچه مباشر در قتل بوده ولى در وقت مقايسهاش با شاهد كه سبب آن شده مرجوح و شاهد راجح مىباشد از اينرو سبب چون اقوى هست او را بايد قصاص نمود . بلى اگر ولىّ مشهود له به تزوير شاهد و زور بودن شهادتش عالم باشد و معذلك قتل مشهود عليه را به عهده گرفته و خود مباشرتا او را بكشد البته او را بايد قصاص نمود نه شاهد را زيرا وى بناحق و عمدا مشهود عليه